قبلنا بچه ها رو اینجوری تربیت میکردن

من قبلا به بابام گفتم بابا من هم دلم میخواد خبرنگار بشم،هم آشپز،

هم معلم ، هم آهنگساز

بابام برگشت گفت اينايي که میخوان هزارتا چیز بشن ،هیچی نمیشن

ما را به چنان درجه ای از حقارت نازل میکردن ینی

در راستای حملات پاریس نوامبر 2015

اون آخری که تونست فرار کنه و همه چیز رو که دید 

هیجان انگیز و به قول یارو تکان دهنده 

+sympathy-rare bird

از محالات سخن میگوییم که خیلی خنده دار هستند

یه روز می رسه که من از زندگی ام راضی ام و دلفينا پرواز میکنن :))

به چنان درجه ای از مزخرفی رسیده ام که

تا حالا هیچوقت تو زندگیم اينقد چاق و درس نخون و سردرگم نبودم

بار دهم بود دیگه

آیا بهتر نیس که اگه دفعه دیگه یکی پیام داد گفت منو میشناسی ،

بجای اینکه شروع کنم حدس زدن و هی اسم غلط گفتن،

بگم نه یادم نیس بعد که اسمشو گفت بگم واااي ،میدونستم خودتي.

که نه مردم سرامیک بشوند و نه ما شرمسار؟

چندگانگی

الان که داشتم رشته ها رو نیگا میکردم برا انتخاب رشته دیدم که واقعا آشپزی رو به همشون ترجیح میدم :/

البته که دسته های دیگه هم دارد و ما چشم پوشی کردیم

انسان های مزخرف بر دو دسته اند :

یک.اونایی که رو کل پیتزا سس میریزن و فقط نصفش میخورن 

دو.اینایی که به ساده میگن سادّدّدّه و حال همه ی ما رو به هم ميزنن

ملت فارسی یادشون رفته و قربانی شدگانیم :|

یارو اومده با چنان ناراحتی ای میگه :

وای اگه یکی بهت بگه که Breast cancer داره چیکار میکنی؟ :((

من یه پنج دقه پوکر فیس طورانه نگاش کردم و گفتم :

میگم وای خوش ب حالت که اينقد انگليسيت خوبه :|||