خدافظی چه سخته،اما اخر وقنه ،هنوز تو باغ قصه سیبا روی درختهههه

وقتایی که یارو به من میگه که امروز سی و یکمه و تو دقیقا این سه ماهو چیکار کردی ؟! 

اشک و خون و کف قاطی :|

خودش در جریان نیس که خواب و ماشین سواری در سطح شهر؟:(

خداحافظ گرو استریت ، سلام بنف 4 :((

هر چیز فحش بلدم به این بلاگفا که روز تولدم میپوکه و من نمیتونم به خودم تبریک بگم :/

پس فردا میخوایم جشن بگیریم و من تا الان فقظ یه کلاه و چار تا شمع و یه بادکنک دارم :/

امیدوارم خوب بگذره :د

معامله ی هدفون و موبایل

یه یارو کنارم نشسته زل زده به مانیتور ، رشته کلام از دستم پرید :| 

یارو برو اون ور :|